آنچلوتی و امضای آدامس

توماس فرانک را که می‌دیدم دلم برای کارل آنچلوتی تنگ می‌شد.

یکی نبود به او بگوید: «آخر مرد حسابی، تو که آنچلوتی نیستی! تیمَت هم که جلو است، چه کار به آن آدامس بیچاره داری؟»

قطعاً امضای جویدن آدامس را باید فقط به پای آنچلوتی گذاشت.

یادش بخیر، این اواخر بازیکنان و حتی هواداران را هم معتاد جویدن آدامس کرده بود.

مخصوصاً زمان‌هایی که شوت‌های امباپه در دروازه قرار نمی‌گرفت و کارگردان نیمکت رئال را نشان می‌داد؛ همگی در حال تعارف کردن آدامس به همدیگر بودند.

آنچلوتی خودش در مصاحبه‌ای با مارکا گفته بود:

> «من حدود ۱۳ یا ۱۴ تکه آدامس در هر بازی می‌جوم. این برایم راهی است که استرسم را کنترل کنم و آرام بمانم.»

اعتیاد که شاخ و دم ندارد؛ من هم تا پارسال معتاد آدامس بودم.

بدون آدامس از در خانه بیرون نمی‌رفتم.

حقیقتاً آدامس به آدمیزاد آرامش منتقل می‌کند؛ نمی‌شود انکار کرد.

اما شنیدم علاوه بر اینکه پدر دندان‌ها را درمی‌آورد، در بعضی فرهنگ‌ها توهین به اشخاص دوروبرتان هم محسوب می‌شود.

از آن به بعد تصمیم گرفتم جویدن آدامس را ترک کنم. معلوم نمی‌کند که، شاید یکهو کسی مقابل من قرار گرفت که آدامس جویدن من برایش توهین محسوب شود.

اما جدا از همه این حرف‌ها، من واقعاً عاشق آدامس جویدن بودم.

از کودکی با آدامس‌های خرسی و باربی که هنوز هم وقتی فکرش از سرم می‌گذرد، عطرش را استشمام می‌کنم، تا بایودنت نعنایی که تمام دوران دانشجویی‌ام را همراهم بود، گذراندم.

اما از آنجایی که اولویت خودمم، بیشتر به‌خاطر دندان‌های عزیزم ترکش کردم.

هر چیزی که می‌خواهد باشد، باشد.

اگر آسیب می‌زند، باید حذف شود.

هرچقدر هم آرامش تزریق کند، هرچقدر هم موجب عادت شده باشد.

فراموش می‌شود، گویی هرگز نبوده.

آدامس را می‌گویم.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *