بله، در این زندگی و تمام زندگی‌های دیگرم

به نظر می‌رسد مادر رونالدو با ازدواج پسرش و جورجینا موافقت کرده است. راستش را بخواهید، شاید من بیشتر از جورجینا منتظر این پیشنهاد بودم.

بعد از دیدن سه فصل رئالیتی‌شو، «من جورجینا هستم»، حال یکی از طرفداران جورجینا به حساب می‌آیم.

بارها با شوخی‌هایش خندیدم و با گریه‌هایش گریه کردم. برای مراسماتی که دعوت بوده ذوق کردم و انتخاب لباس و دکوراسیون خانه‌اش را تحسین کردم و معمولاً این سؤال در هنگام انجام کارهای روزمره در ذهنم رژه می‌رفت: پس چرا رونالدو که به نظر می‌رسد آدم منطقی باشد، با جورجینا ازدواج نمی‌کند؟

این مسئله را با دوستانی که خود را روشن‌فکر می‌پندارند مطرح می‌کردم. یک نگاه عاقل‌اندر‌سفیهانه به من می‌انداختند و می‌گفتند: «دیگر در جامعه امروزی کی به ازدواج فکر می‌کند؟»

پاسخی نمی‌دادم، اما در دلم می‌گفتم:

قطعاً ازدواج در زمان مناسب، یک امر مقدس برای تشکیل خانواده است.

همه، هرچقدر هم مخالف، اما ته دلشان دوست دارند خانواده تشکیل دهند.

اما به همین سادگی‌ها نیست.

باید هر سه شرط: احترام، تعهد و اعتماد، بین دو طرف باشد.

در واقع عشق یعنی به طرف مقابلت در هر شرایطی احترام بگذاری، به او تعهد داشته باشی و بتوانید به هم اعتماد کنید.

جورجینا و رونالدو قطعاً از این امتحان سربلند بیرون آمده‌اند. از بیرون که خیلی این‌طور به نظر می‌رسد.

پاسخ جورجینا به پیشنهاد ازدواج رونالدو، زیر عکسی از حلقه لوکس و چشمگیر در انگشتانش — که به گفته خواهر جورجینا، در حدود پنج میلیون یورو است — می‌تواند مهر تأییدی بر عشق بین آن دو نفر باشد.

او عکس را با این کپشن به اشتراک گذاشته است:

بله، در این زندگی و تمام زندگی‌های دیگرم.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *