
دروغ چرا؟ لیگ انگلیس که تمام میشود، برنامههایم را نمیدانم با چه چیزی باید تنظیم کنم.
امسال روی بازیهای جام جهانی باشگاهها حساب باز کرده بودم، اما راستش رغبتی برای دیدنش نداشتم. حتی بازیهای والیبال هم این خلا را پر نکردند، چون نیامده رفتند.
چند روز اخیر هم به شدت منتظر اولین بازی پریمیر لیگ بودم. روزی چند بار به سایتهای مختلف سر میزدم که ساعت بازی یادم نرود.
24 مرداد 1404 (۱۵ آگوست ۲۰۲۵)، به تماشای اولین بازی لیگ برتر انگلیس نشستم و از ابتدای بازی به مدت ۹۰ دقیقه درگیر اسم مربی لیورپول شدم.
چندین سال است که او را میشناسم. ناسلامتی او مربی کاپیتان تیم ملی کشورمان بود؛ جهانبخش همیشه از او تعریف کرده و گفته بود از زمانی که در هلند بود،مربی هلندی به او اعتماد داشته و حمایتش کرده است.
از همان موقع که در ویدیوهای باشگاه فاینورد متوجه محبت و رفتار صمیمیاش نسبت به لژیونر ایرانی شدم، او را انسان خوبی دانستم. بعد از قهرمانی لیورپول، مدیریت بسیار خوب او هم به من ثابت شد.
وقتی بتوانی تیمی را بعد از ۵ سال در اولین فصل مربیگریات قهرمان لیگ برتر کنی، قطعاً لایق تمجید فراوانی. سرمربی هلندی، عقابهای سرخپوش خود را در ۲۷ آوریل ۲۰۲۵ قهرمان و آنفلید را با جشن قهرمانی و تقدیر از یورگن کلوپ درخشان کرد.
با این همه، هر بار که با دوستانم گفتوگو میکردم، نمیدانستم دقیقاً چه صدایش بزنم. یک بار میگفتم «اسلات»، یک بار «اسلوت». اگر خیلی رودربایستی داشتم، همان لحظه اسمش را سرچ میکردم تا خیالم جمع شود.
تا اینکه در ابتدای بازی افتتاحیه لیورپول مقابل بورنموث، از زبان گزارشگر: «آرنه اشلوت» را شنیدم.
شما که غریبه نیستید. تا انتهای بازی هر موقع که گزارشگر اسمش را تکرار میکرد، تمام تمرکزم را از دست میدادم و تا گل بعدی مدام زیر لب «اسلات؟ اسلوت؟ اشلوت؟» را تکرار میکردم تا ببینم کدام طبیعیتر است.
نمیدانم چرا جدیداً تلفظ اسمها در گزارش روز به روز عجیبتر میشود، جوری که آنقدر درگیرم کند که حتی ۶ گل بازی را یادم برود.
فوتبال را دیدم، گلها را دیدم، اما اسم مربی است که تا همیشه در ذهنم ماند.
دیدگاهها