فوتبال را کجا تماشا کنیم؟

شاید دیدن بازی فوتبال در استادیومی که جلوی درش هات‌داگ بفروشند و پلیس‌های سوار بر اسب مواظب نظم آنجا باشند، گزینه‌ی مناسبی باشد؛ اما فعلاً، ترجیح من تلویزیون خانه است.

پاییز ۱۴۰۲، بازی بانوان ملوان و کانی، اولین تجربه‌ی من از دیدن بازی داخل ورزشگاه و تنها خاطره‌ای‌ست که در آن با خیال راحت فوتبال دیدم. بقیه‌ی تجربه‌هایم در طبقه‌ی بالای مکان VIP، در جایگاه گزارشگران بود؛ در حال گرفتن ویدیو برای گزارش.

برای من و دستیارم، شرایط نامطلوب، لحظه‌ی گل زدن تیم‌ها بود. چون تنها واکنشی که داشتیم، نگاه کردن به همدیگر و درشت کردن چشمانمان بود. اگر تیم محبوبمان گل می‌زد، با لبخند چشمانمان را درشت می‌کردیم و به هم زل می‌زدیم؛ و اگر گل می‌خوردیم، با اخم و چشمانی از حدقه درآمده به هم نگاه می‌کردیم.

وقت‌های اضافه برای ما با سرعت بیشتری سپری می‌شد تا بازیکنان.

با وجود اینکه همیشه در کیفم فلاسک چای و اسنک بود تا در وقت اضافه نوش جان کنیم، نهایتاً در همان ۱۵ دقیقه، می‌توانستیم نگران ریختن سقف روی سرمان نباشیم و به ترسمان غلبه کنیم و از سرویس بهداشتی جایگاه VIP استفاده کنیم.

نمی‌توانم بگویم لذت نمی‌بردم. دیدن رنگ سبز چمن ورزشگاه، و هر لحظه‌ای که صدای بانوان تماشاگر را می‌شنیدم که اسم تیم را کشیده و هماهنگ، به فاصله‌ی سه دست پشت‌هم می‌گفتند، لبخند به لبم می‌آمد. از وضعیتم با کاپشن، شال و دستان بدون دستکش که صفحه‌ی گوشی را لمس می‌کرد، کاملاً راضی بودم.

زمان برگزاری بازی‌های جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۳، در یکی از روزهایی که حوالی ساعت ۱۶ بعد از کار به خانه رسیدم، اولین کاری که انجام دادم، روشن کردن تلویزیون و چک کردن نتیجه‌ی فوتبال بود. دیدار عراق و اردن شاید برای من مهم نبود، اما داور ایرانی، چرا.

بازی لحظه‌به‌لحظه شگفت‌انگیزتر دنبال می‌شد، تا اینکه ایمن حسین برای تیمش گل زد و داور به دلیل شادی گل، او را اخراج کرد. این‌جور مواقع خانه را روی سرم می‌گذارم و اگر کسی در خانه باشد، او را صدا می‌زنم تا بیاید و با هم هیجان‌زده شویم.

البته همیشه هم به این سادگی نمی‌گذرد. اغلب وقتی تیم محبوبم گل می‌زند، گویی به دختر بچه‌ی درونم عروسک باربی مورد علاقه‌اش را هدیه داده‌اند! بدون هیچ کنترلی، چنان جیغ می‌زنم که با صدای اطرافیان که با تعجب می‌پرسند «چی شده؟» به خودم می‌آیم و با صدای بلند می‌گویم: «گل!»

معمولاً در این شرایط، اگر کسی درکی از فوتبال نداشته باشد، برایش دیوانه به نظر می‌رسی.

قطعاً این مورد درباره‌ی دیگر موضوعات زندگی هم صدق می‌کند: «تا حسی را تجربه نکنی، درکی هم از آن نخواهی داشت.»

و البته این مورد هم حقیقت دارد که من دیوانه‌ی فوتبال هستم.

شاید بهترین جا برای من و امثال من، ورزشگاه باشد؛

جایی که می‌توان با خیال راحت جیغ زد بدون اینکه قضاوت شوی، و حال‌وهوای لذت‌بخشی را که پس از خروج از سالن سینما بعد از یک فیلم خوب تجربه می‌کنی، صد برابرش را حس کنی.

اما همیشه وقتی بلیت‌فروشی بازی مورد علاقه‌ام شروع می‌شود، اول به شلوار سفیدم فکر می‌کنم که روی صندلی‌های خاکی ورزشگاه کثیف می‌شود، بعد هم به زمانی که باید در مسیر تا ورزشگاه در ترافیک بمانم. و اینکه آیا اصلاً با وجود بلیت، مرا راه می‌دهند؟ یا جای من را کسانی که پرششان از روی مانع خوب است گرفته‌اند؟ و همین باعث می‌شود از خرید بلیت پشیمان شوم.

حقیقتاً در ورزشگاه‌های موجود، گاهی پیش می‌آید لحظه‌ای از بازی را از دست بدهی و نداشتن اسکوربورد کلافه‌ات کند، مخصوصاً اگر نفر کناری‌ات هم نتیجه را نداند و سرگرم سلفی گرفتن باشد.

البته این‌ها همه بهانه است.

ترجیح من خانه است.

شاید ناخودآگاهِ من منتظر پلیس‌های سوار بر اسب است که نظم استادیوم را کنترل کنند و من با وجود دیر رسیدن، خیالم از صندلی‌های تمیز خود راحت باشد.

2 دیدگاه در “فوتبال را کجا تماشا کنیم؟

  1. چقدر زیبا و دلنشین بود:)
    از اون نوشته ها بود که مو به تن ادم سیخ میشه
    خیلی احساسات واقعی و خالصانه ای داشت
    لذت بردم
    موفق باشی مائده عزیزم❤️

پاسخ دادن به زهرا لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *